مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
85
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
اندران : موضعى است از مواضع مصر كه نمك اندرانى « 1 » به آنجا نسبت كنند . « 2 » ازمان : دير شدن . « 3 » ادويه : داروهاست . فايده : بدان كه هرچه مىخورند و مىآشامند ، اگر تأثير او در بدن به كيفيّت ، يعنى گرمى و سردى و خشكى و ترى تنهاست ، آن را دوا گويند ، يعنى بعد از آنكه حرارت بدن در آن اثر كرد ، « 4 » كيفيّتى از حرارت و برودت و رطوبت و يبوست كه قبل از تناول آن در بدن نبود ، پيدا كرد ؛ پس اگر گرمى در بدن پيدا كرد كه قبل از آن نبود ، گويند اين دوا حارّ است و مسخّن ؛ و اگر سردى پيدا كرد كه نبود ، بارد است و مبرّد ؛ و اگر خشكى پيدا كرد ، ميبّس است « 5 » و يابس ؛ و اگر رطوبتى پيدا كرد ، مرطّب است و رطب ؛ و كيفيّت دوا را چهار مرتبه است : اوّل ، آنكه به تكرار يا زياده از مقدار شربت « 6 » كه تناول نمايند ، كيفيّتى در بدن پديد آورد ، گويند در درجهء اوّل گرم است يا سرد ، يا خشك است يا تر . دوم ، آنكه بىتكرار يا مقدار شربت كيفيّتى در بدن پيدا كند ، امّا هيچ مضرّت نرساند ، گويند در درجهء دوم است . سيم ، آنكه مضرّت برساند ، گويند در درجهء سيم است . چهارم ، آنكه با آنكه مضرّت برساند ، هلاك كند ، گويند در درجهء چهارم است ؛ و اگر در بدن تأثير آن « 7 » به كيفيّت و به مادّه ، هر دو ، باشد ، آن را دواى غذايى گويند ؛ و اگر به مادّه تنها اثر كند ، با آنكه اين مأكول يا مشروب بعد از تأثير حرارت بدن در او صورت غذايى
--> ( 1 ) . نمك اندرانى : همان نمك سنگ بلورى يا نمك سفيد است و آن بهترين نوع نمك است و بدان نمك در آنى يا ذرآنى و نمك سفيد نيز گويند . ( ر . ك : تحفهء حكيم مؤمن ، ص 104 ؛ مخزن الادويه ، ص 84 ) . ( 2 ) . م : دهند . ( 3 ) . ازمان : غالبا به معناى ديرينه شدن و عمر گذشتن بر كسى يا چيزى مىباشد ، و ازمان ( به فتح ) جمع زمن به معنى وقت و روزگار است . ( 4 ) . م : كردن . ( 5 ) . س : - است . ( 6 ) . س : - شربت . ( 7 ) . م : تأثير آن در بدن .